چندگانه نسل چهار و پنج


کد 127355  |  تحلیل  |  اجتماعی  |  خانواده ، جوانان و زنان  |  1395/03/20

چقدر دولت، کارشناسان، خانواده‌ها و به صورت کلی جامعه ایران نسل چهارم و پنجم کشور یعنی متولدین دهه ٧٠ و ٨٠ را می‌شناسند؟ با آنها که حالا زیر ٢٥ سال دارند، آیا ارتباطی دارند؟ آیا جامعه‌شناس‌ها، روانشناسان و کارشناسان اجتماعی، سیاسی و... درباره تحلیل این نسل، فاصله بین آنها با نسل‌های دیگر و شکاف‌های اجتماعی کاری ریشه‌ای کرده‌اند؟

اعتمادآنلاین- پیش‌بینی‌هایی برای حضور و نقش گرفتن‌شان در جامعه صورت گرفته است؟ آیا جامعه  اصلا آماده ورود نسل‌های جدید دهه ٧٠ و ٨٠ هست یا هر روز قرار است تنها تماشاچی کارهای آنها باشد که کم‌کم در جامعه نقش اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و... گرفته و خواهند گرفت؟
١- دو روز پیش و همزمان با پایان سال تحصیلی گروهی از نسل پنجمی‌های متولد انقلاب که بیشترشان دبیرستانی بودند در اینستاگرام و تلگرام با هم قرار گذاشتند که برای جشن گرفتن پایان سال تحصیلی درمجتمع کوروش جمع شوند؛ به جای آنکه همچون نسل قبلی خود تنها کتاب‌های خود را پاره کنند یا به سویی بیندازند؛ قراری که بسیاری از شاهدان می‌گویند بیش از ٣هزار نفر به آن آری گفتند، این دانش‌آموزان شرایط را به گونه‌ای رقم زدند که پاساژ تعطیل شد و پلیس وارد عمل تا همه را متفرق کند. پیام آنها که بعد از پاساژ وارد خیابان شدند و به دست زدن و پایکوبی پرداختند و ترافیک سنگین به پا کردند و شهر را به هم ریختند این بود که ما را ببینید و صدای پای ورودمان را بشنوید و جدی بگیرید...
٢- حدود دوهفته پیش بود که هر روز خبری از تجمع گروهی از دانش‌آموزان دبیرستانی جلوی اداره‌های آموزش و پرورش شهرهای مختلف کشور منتشر می‌شد و حتی تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی نشان از درگیری این دانش‌آموزان با نگهبانان ساختمان‌های آموزش و پرورش داشت،  ولی واکنش‌ها به این تجمع‌ها چه بود؟
آیا آموزش و پرورش به جز اینکه بیانیه دهد و اعلام کند که تجدید امتحانی در کار نخواهد بود، به فکر تشکیل گروهی کارشناسی برای بررسی این ماجرا از بعد جنس اعتراضات صورت گرفته و تغییر آن با سال‌های قبل بود؟
یا اینکه همه تنها گفتند یک‌سری بچه «سوسول» نسل جدیدی به امتحانات‌شان هم اعتراض دارند.

٣-‌ به آمارهای خودکشی (حداقل ٤ دانش‌آموز در یک ماه گذشته) و پرونده‌های پرسر و صدای چند ماه گذشته از جمله مرد ژله‌ای که تنها ٢٢سال داشت و در ملاعام اعدام شد، قاتل ستایش ٦ ساله که تنها ١٧ سال دارد و بعد از تعرض جسد او را در داخل اسید انداخته است و دانش‌آموز ١٦ ساله بروجردی که معلم خود را سر کلاس درس کشت؛ نگاه کنید، یک پای همه این حوادث یک دهه هفتاد و هشتادی وجود دارد.
٤-‌ فراموش نکنید که نسل چهارم و پنج هرازچندی همه را شوکه می‌کنند و حتی اتفاقات را تحت شعاع خود قرار می‌دهند، مراسم تشییع جنازه مرتضی پاشایی و حضور هزار نفر از همین نسل که خیابان‌ها را ناگهان پر کردند به یاد بیاوریم یا ماجرای ساخت کلیپ‌هایی مانند «هپی» در تابستان سال ٩٣ که در فضای مجازی دست به دست می‌شد و البته تجمع گروهی بعد از پخش درخواستی در فضای مجازی برای «آب‌بازی» در پارک آب و آتش؛ آیا کسی به اینها و ریشه‌یابی این اتفاق‌ها توجه کرد؟ یا اینکه همه‌چیز به برخوردهای انتظامی و پلیسی و بی‌سواد خطاب کردن این نسل و سطحی دانستن آنها از سوی کارشناسان و جامعه‌شناسان معطوف شد؟
٥-‌ دوستی تعریف می‌کرد که چند روز پیش وقتی در تلگرام صفحه‌ها را دنبال می‌کرده کلیپ دابسمشی را دیده که گروهی از دانش‌آموزان ساخته بودند و در آن پسر او هم حضور داشته است. شبیه این ماجرا را دوست دیگری هم می‌گفت که فرزندان دبستانی‌اش دابسمشی را به او نشان داده‌اند که خودشان ساخته بودند و او حیرت زده از این ماجرا نمی‌دانسته که خوشحال باشد از این پیش‌رفت کودکانش یا نگران باشد از عواقب آشنایی آنها با این داستان‌ها و گشت زدن‌شان در فضای مجازی و... این دوست سوالش این بود که با این نسل و فرزندانش چه باید کرد؟
اگرچه که برای شناخت و تحلیل این نسل تاکنون کار ویژه‌ای (از سوی دولت، کارشناسان، خانواده‌ها و...) صورت نگرفته و به نظر نمی‌رسد که برای حضور جدی آنها در جامعه و نقش گرفتن‌شان آمادگی وجود داشته باشد؛ ولی بدانیم که این نسل منفعل نیست و دارای رسانه‌های ویژه خود است و در غفلت سیاستگذاران، کارشناسان، خانواده‌ها و... خوب یاد گرفته که خود را به نمایش بگذارد و همه را شوکه کند اگرچه که نوع برخورد با آنها تاکنون بیشتر از جنس انفعال، فیزیکی، نادیده گرفتن، انگ زدن (سطحی هستند، به همه‌چیز بی‌تفاوتند و...) بوده ولی به نظر می‌رسد که رویکردمان را در تمام سطوح از خانواده گرفته تا دولت، روشنفکران و... باید به این نسل تغییر دهیم؛ آنها را با تمام شادی‌های‌شان، هیجانات‌شان، تنش‌های‌شان، تلخی‌های‌شان و حتی خشونت‌هایشان باید جدی بگیریم؛ تنها به این بسنده نکنیم و نگوییم که «اینها هنوز بچه هستند»؛ نه در غفلت همه این نسل بزرگ شده است و حتی بزرگ‌تر از آن چیزی که تصور می‌شود؛ صدای پای‌شان را بشنویم.

*ولی خلیلی 
دبیر گروه اجتماعی «اعتماد»


 |  جوانان |
آخرین خبرها