درنگی بر «به وقت شام» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا

مارپیچ آتش


کد 158099  |  خبر  |  فرهنگی  |  سینما و تئاتر  |  1396/11/21

تازه‌ترین اثر حاتمی‌کیا این‌ روزها درجشنواره فجر اکران شده و مانند اکثر آثار این کارگردان سرشناس ایرانی منتقدان را به شوق نگارش راجع به آن واداشته اما به نظر می‌رسد شیوه جدید حاتمی‌کیا در فیلمسازی و فاصله گرفتن از زئالیسم در آثار جدیدش زیاد مورد استقبال منتقدان قرار نگرفته است

اعتمادآنلاین| شهرام خرازی ها عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در مطلبی که برای اعتمادآنلاین ارسال کرده به نقد جدیدترین اثر حاتمی‌کیا پرداخته که می‌توانید در ادامه این نقد را بخوانید:

حاتمی کیا با بیگ پروداکشن جدیدش با نام «به وقت شام» با طرح موضوع اسلام تکفیری،امسال در بخش مسابقه سی و ششمین  جشنواره فیلم فجر حضوری بحث برانگیز را رقم زده است البته  مجموعه اطلاعاتی که «به وقت شام» از داعش به تماشاگر ارائه می دهد بیشتر از آن چیزی نیست که رسانه های گروهی تا کنون منتشر کرده اند.فیلمنامه فاقد پشتوانه پژوهشی جامع،کامل و محکم است.

اعلام عناوین و اسامی مکان ها را نمی توان دلیلی برای برخورداری فیلم از پشتوانه تحقیقی دانست.به نظر می رسد حاتمی کیا بیشتر در پی حادثه پردازی و ارائه اکشنی نفسگیر و مهیج  است تا افشاگری و برداشتن نقاب از چهره «دولت اسلامی عراق و شام»!

شخصیت ها یا خوب مطلقند یا بد مطلق!حتی طلحه به عنوان یک منافق با آن اسم گل درشتش،تک بعدی است و به همین خاطر هم نفاق افکنی اش به باور در نمی آید.بدمن های «به وقت شام» شبیه آدم بدهای فیلم های هندی هستند حتی شمشیر،سربند،چکمه و گردنبند داعشی های فیلم از بالیوود گرفته شده اند.اگر چه ظاهر آرایی،میمیک و ژست های جبارسینگی داعشی ها مضحک از آب در آمده اما در نهایت حاتمی کیا موفق می شود با اتکاء بر امکانات تکنیکی،ریتم تند و حادثه پردازی،لحن جدی «به وقت شام» را حفظ کرده و مانع از به چشم آمدن نواقص فیلم شود.تصاویری که خلبان جوان(علی) برای همسرش ضبط می کند هیچ کارکرد دراماتیکی در فیلم ندارد و می توان تمام این صحنه ها را از فیلم حذف کرد حتی پیام تصویری همسر و مادرزن خلبان نیز بی مصرف است و صرفا فیلم را به کلیشه ها نزدیک می کند.

رابطه پدر و فرزندی بین یونس و علی در برخی از صحنه ها به فراموشی سپرده می شود.تبادل احساسات بین این دو آن قدر سرد و سطحی است که عملا می توان آن ها را دو دوست فرض کرد! 

در بازی هادی حجازی فر کمتر نشانی از احساسات یک پدر نسبت به پسرش به چشم می خورد؟ فیلم از حیث تکنیک،جزء آثار قابل دفاع سینمای ایران و سازنده اش محسوب می گردد هر چند که در برخی صحنه ها با ضعف های ساختاری در کار با صدا و تصویر روبرو است. 

ساختار بصری و تدوین فیلم یک دست نیست؛تکنیک سکانس آوارگی مردم در بیابان و صحنه های ابتدایی در فرودگاه بسیار ابتدایی و عقب تر  از ساختار تکنیکال بقیه صحنه ها(کلیه سکانس های داخل هواپیما)  است.

انگار که فیلم را چند نفر بدون مدیریت واحد،فیلمبرداری و تدوین کرده اند.حاتمی کیا در چند مورد،از پتانسیل تصویری لوکیشن ها برای خلق موقعیت های دراماتیک و فضاسازی غافل مانده است مثلا از خرابه های شهر باستانی عمدتا نه برای ماجراپردازی بلکه به منظور زیباسازی سود جسته است در حالی که می توانست با تأکید بر وجه اسطوره ای این شهر،بن مایه های حماسی فیلمنامه را گسترش داده و پردازش بهتری داشته باشد.

مقایسه بخش های داخل هواپیمای «به وقت شام» در مقایسه با بخش های مشابه در فیلم دیگر حاتمی کیا،«ارتفاع پست»،از پیشرفت تکنیکی او نشان دارد. فصل های اکشن فیلم بسیار حرفه ای کارگردانی شده اند.صحنه های قطع اعضای بدن و فوران خون،به دور از تصنع و باورپذیر از آب در آمده اند.

قاب بندی،پرداخت،ریتم و تدوین صحنه های حادثه ای  به ویژه سکانس های داخل هواپیما و نماهای هلی شات متأثر از صحنه ها و نماهای مشابه در سری فیلم های جیمزباند است همچنین سکانس حمله داعش در باند فرودگاه برگرفته از فیلم سینمایی «مدمکس؛جاده خشم» است.

تمرکز کارگردان بر صحنه های اکشن آن قدر زیاد است که عملا «به وقت شام» ماهیت سیاسی خود را از دست داده و به  فیلمی حادثه ای تبدیل شده است؛به نظر می رسد این موضعگیری کاملا عمدی است و داعش و جنگ با زیربنای مذهبی صرفا بهانه ای است برای ایجاد کشمکش بین نیروهای حق و باطل.استنادهای زیرکانه شیخ شورشی به آیات قرآن و استدلال های نه چندان محکم و بدون کارکرد دراماتیک یونس در هیاهوی زد و خوردهای سرشار از خون و خشونت فیلم،رنگ باخته و تأثیر خود را از دست داده اند در حالی که می شد با برجسته نمایی تفاوت های برداشت ها و تفاسیر خوارج(در این جا داعش) و مسلمانان راستین(در این جا خلبان) از قرآن و اسلام،«به وقت شام» را به مسیر بهتری هدایت کرد.  


 |  سینمای ایران |
آخرین خبرها