4/19/2018
پنج شنبه، ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
نواصول گرایی، تنها با تجدیدنظر طلبی ممکن است

نواصول گرایی، تنها با تجدیدنظر طلبی ممکن است

بازگشت اصولگرایان به اصول حداقلی اخلاق اجتماعی اولین گام، و تجدیدنظرطلبی دومین گام اساسی است که نجات اصولگرایان با آن رقم خواهد خورد. البته اگر کسی خود را حق مطلق دانسته و برای رای مردم هم اصالتی قائل نباشد، لزوما به معنی دست نایافتن به قدرت نخواهد بود. قدرت با ابزارهای مختلف حاصل می‌شود که رای و رضایت مردم یکی از شیوه‌های آن است.

برخلاف تصور ، حتی سکولارها و لامذهبان هم می‌توانند در انتخابات، حامی اصولگرایان گردند، اما مشروط به مشاهده صداقت و انصاف در اصولگرایان، امری که در دهه گذشته، اصولگرایان آن را عملا به فراموشی سپردند و افراطیون اصولگرا آن را بر سایر اصولگرایان تحمیل نمودند.

اصولگرایان بیش از سایر جناح‌ها خود را ارزشی و طرفدار اخلاق و مذهب جلوه می‌دهند. اما در جامعه‌ای که بخش عظیمی از آن سنتی و طرفدار مذهب است، چرا اکثریت این جامعه، این ادعا را از سوی اصولگرایان باور نمی‌کنند؟ و اگر باور کنند، آیا گرایش به آنان افزون‌تر نخواهد شد ؟

مردم از دروغ، نیرنگ، تهمت، افترا، فحاشی، ریا و دورویی، بی‌انصافی و اجحاف ، غارت و دزدی اموال دولتی و زدو بند و فامیل‌گرایی ، دخالت در زندگی خصوصی مردم ، سخت‌گیری‌های بی‌دلیل و بی‌منطق و بی‌انصافی خسته و آزرده‌اند. اگر مردم در جناحی صداقت و انصاف و عدالت بیابند، به آن جناح اعتماد خواهند کرد. این مساله در مورد اصول‌گرا و اصلاح‌طلب به یک اندازه صادق است.

یکی از اشکالات کنونی اصولگرایان، بی‌توجهی به اصول اخلاق اجتماعی است. اکنون مردم از حاکمیت اصولگرایان می‌ترسند و مردم حاکمیت اصول‌گرایان را مساوی با جنگ و خشونت، دخالت‌های ناروا در امور زندگی خصوصی =، اقدامات فراقانونی با توجیهات دینی می‌بینند.

اصولگرایان ادعا می‌کنند آنان بیش از دیگران بر این اصول اخلاقی پای می‌فشارند. اما مردم گفتار اصولگرایان را با رفتارشان مغایر می‌دانند. اصولگرایان ، پس از الزام به اصول کلی اخلاقی، تکلیف خود را تنهابا یک اصل باید تکلیف خود را روشن کنند و آن "قبول یا عدم قبول رای مردم " است. حتی اگر رای مردم را تاکتیکی و از " باب مماشات " و یا از " باب ضرورت " و یا " دفع افسد به فاسد " تعبیر کنند ، باز راهی برای جلب نظر مردم خواهند یافت.

اصولگرایان البته می‌توانند بگویند، ما با ابزارهای قدرت ، و بدون توجه به رای و خواست مردم قدرت خود را حفظ خواهیم کرد و همانگونه که برخی از تئوریسین‌های آنان می‌گویند ، رای مردم را فاقد اصالت شرعی و عقلی می‌دانند. در این صورت راهی متفاوت از قانون اساسی و روند رو به گسترش خواست و اراده مردم در در پیش گرفته‌اند. راهی که به رویارویی با مردم منجر خواهد شد.

اصولگرایان نشان داده‌اند که از لحاظ نظری و عملی و در صورت لزوم، ظرفیت آن را دارند تا با تفسیر موسّع از اصول ادعایی‌شان، راه را برای تغییر و انعطاف و سازگاری با شرایط متغیر و بنا به مقتضیّیات روز انجام دهند.

اصولگرایان می‌توانند گرایشات مردم‌گرایانه و عدالت‌طلبانه ، و یا گرایشات فردی و سرمایه‌داری داشته باشند ، آنان قادر خواهند دوباره با رای مردم به قدرت اجرایی برگردند ، اما رعایت حداقل‌ها و جلب نظر مردم شرط اساسی آن است.

نواصولگرایی ادعای بزرگی است که تنها با تغییرات مفهومی و نظری تحقق می‌یابد و امثال قالیباف حداقل اکنون، فاقد چنین توان و ظرفیتی است.

مواضع احمدی‌نژاد و یاران‌اش را شاید با مسامحه بتوان نوعی اصولگرایی نو توصیف نمود. اصولگرایی که با برداشتی جدید از نظرات انجمن حجیته نزدیک گردیده است.
در حلقه یاران احمدی‌نژاد ، اکنون صدایی مبهم ، اما متفاوت در مورد مردم و حاکمیت رای آنان و برخلاف رویّه گذشته اصولگرایانه احمدی‌نژاد شنیده می‌شود. این سخن به هیچ‌وجه با مفروضات نظری اصولگرایان سنتی یکسان نیست و راه را برای تعریفی جدید از اصولگرایی خواهد گشود.

با پذیرش " رای مردم و حق حاکمیت واقعی مردم بر سرنوشت خویش "، همه راه‌ها بسوی اصولگرایان گشوده خواهد شد. با تبعیت واقعی و نه تزئینی از رای مردم، قانون اساسی مبنا و معیار و ملاک اصولگرایان هم خواهد گشت و پس از آن بدون توسل به زور و اجبار و رانت سیاسی، می‌توانند برنامه‌های خویش را به مردم عرضه کنند و برای بازگشت در قدرت و بر اساس انتخاب مردم امیدوار باشند.

اصلاح‌طلبان دریافته‌اند که وجود رقیبی به نام "اصولگرایان ِ معتقد به حاکمیت رای مردم " و یا هر رقیب دیگری ، از جمله دگراندیشان مردم‌گرا ، نه‌تنها قابل پذیرش ، که لازمه رشد و توسعه کشور و حتی اصلاح‌طلبان خواهد بود.

مساله محوری ما و اصولگرایان قبول یا رد رای مردم و حاکم دانستن آن بر همه مناسبات و توافقات اجتماعی است . قانون منبعث از رای مردم ملاک و معیار داوری است. اصولگرایان و اصلاح‌طلبان ، مذهبی و غیرمذهبی شیعه و سنی ، لائیک و سکولار، سوسیال دموکرات یا لیبرال دموکرات ، همه ، در هنگام رسیدن به چراغ قرمز راهنمایی متوقف و با سبز شدن چراغ حرکت خواهند کرد. کسی نمی‌پرسد که پشت چراغ راهنمایی چه کسی و با چه عقیده‌ای ایستاده است. همه ملزم به رعایت آن هستند. التزام به قانون اساسی و نه لزوما اعتقاد به قانون ، شرط زندگی مدنی است.

اصولگرایان، در گام اول به اصول اخلاقی بازگردند . و در گام با تجدیدنظر در اصول، سنتی، نواصولگرایی را تحقق بخشند. تنها راه با مردم ماندن ، حداقل برداشتن یک گام به جلو است.
دیدگاه ها