4/21/2018
شنبه، ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
حقت را از توپخانه فریاد بزن!

حقت را از توپخانه فریاد بزن!

زمزمه های مختلفی درباره تعیین مکانی برای برگزاری تجمع و اعتراض شنیده می شود. البته مشهد که کلا فضای متفاوتی را تجربه می کند؛ در تصویب این پیشنهاد عجیب هم پیش قدم شده است. دقیقا مشخص نیست نمایندگان مجلس شورای اسلامی و یا اعضای شوراهای شهر و روستا با چه هدفی این طرح را دنبال می کنند. آیا واقعا می خواهند گامی در جهت صیانت از حق اعتراض مردم بردارند و یا اینکه اساسا می خواهند آن را بی اعتبار کنند؟ اگر نتوان نیت طرح این پیشنهاد را به درستی دریافت اما می توان به راحتی عواقب همچنین تصمیمی را در نظر گرفت. فرض کنیم قانون مربوطه به تصویب مجلس شورای اسلامی و بعد به تأیید شورای نگهبان می رسد و رئیس جمهوری هم اعلام می کند که زین پس معترضین تنها در مکان تعیین شده تجمع کنند.
فرض کنیم که مکان تعیین شده نه نقطه ای دور افتاده در تهران بلکه شلوغ ترین و پر رفت و آمد ترین نقاط پایتخت در گوشه ای از میدان توپخانه است. بعد فرض کنیم گروهی از دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی به رئیس جدید دانشگاهشان معترض هستند و یا گروهی از مردم منطقه 3 ناحیه 2 شهرداری تهران به وضعیت پیادروی محل خود اعتراض دارند یا ممکن است جمعی از ماهیگیران بنادر شمال و یا جنوب کشور قصد دارند به طور نمادین با تورهای پاره به رئیس سازمان بنادر و کشتیرانی مستقر در پایتخت اعتراض کنند. طبق قانون جدید حتما باید برای برگزاری تجمع در تهران در مکان تعیین شده حضور یابند و اعتراض خود را اعلام کنند. اما کمی فکر کنیم که با این روش اعتراض به گوش چه کسی می رسد؟ صدای اعتراض مردم فلان محله تهران به وضعیت محله خود با تجمع در میدان توپخانه به گوش چه کسی می رسد؟ آیا جز این است که هر روز رهگذران میدان توپخانه علاوه بر شلوغی میدان توپخانه باید شاهد مردمی باشند که در گوشه ای جمع شده اند و پلاکاردهایی هم به دست دارند و هر روز صبح تا ساعاتی از عصر به شعار دادن ادامه می دهند؟

اساسا اعتراض برای این است که برویم به مسئولی و یا مقامی بگوییم که ما مشکل داریم و درد ما این است. اعتراض مطرح می شود که به گوش کسی برسد. وقتی شما از کسی طلب دارید برای پس گرفتن طلبت سراغ رهگذران خیابان را می گیرید و یا اینکه مستقیم به خانه فرد بدهکار مراجعه می کنید؟ آیا از میدان توپخانه ولو اینکه مرکز شهر هم است صدای اعتراض ماهیگیران جنوب، دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی و یا مردم فلان منطقه به مسئول مربوطه می رسد؟ وزیر علوم که اگر راه وزارتخانه اش هم از توپخانه رد شود اگر بفهمد که فلان روز قرار است تجمعی علیه‌اش برگزار شود، مسیر دیگری را انتخاب می کند. رئیس دانشگاه شهید بهشتی اگر بر فرض برای رسیدن به ولنجک محل این دانشگاه، هر روز از توپخانه رد می شود، روز تجمع دانشجویان راه دیگری را انتخاب می کند. در نهایت علاوه بر آن رهگذران، احتمالا چند رسانه هم یک خط خبر می نویسد که فلان گروه در تجمعی اعتراضی در محل تعیین شده تا ظهر شعار دادند و اگر این روند ادامه پیدا کند احتمالا هر روز می نویسد امروز در محل تعیین شده فلان گروه از مردم و یا اصناف تجمع کردند.

اما ماجرا به این ختم نمی شود احتمالا اگر جمعیت زیاد باشد و یک نفر در مکان تعیین شده جا پیدا نکند و خارج از محوطه تعیین شده بیاستد، احتمالا به جرم تجمع در محل غیر مجاز دستگیر می شود یا اگر صدای شعار جمعیت به شدتی باشد که در خیابان کناری هم شنیده شود با معترضین برخورد می شود چون بهرحال طبق قانون جدید اعتراض یک محل خاص دارد. احتمال دارد یک روز هم گروه های متعددی درخواست تجمع بدهند و ممکن است در یک روز دیگر ظرفیت محل تعیین شده تکمیل باشد از این رو باید اعتراض خود را به روز دیگری موکول کنند. در این حالت باید درخواست برگزاری تجمع اعتراضی به عدم رعایت نوبت برای تجمع اعتراضی در محل تعیین شده را بدهند. همه این اتفاقات مضحک نتیجه پیشنهاد مضحک تری است که شاید مطرح کنندگان آن فکر می کنند گام مهمی در جهت استیفای حقوق ملت ایران برداشته اند. آدمی با خود می پندارد که گویی آنان با طرح چنین پیشنهادی فقط خواسته اند معترضین را به استهزا بگیرند.

اصل اعتراض برای این است که صدایی که بی صداست شنیده شود وگرنه نیت صرفا جمع شدن در مکانی و فریاد زدن نیست. نیت صدای اعتراضی است که باید شنیده شود وگرنه هرکس در خانه اش با دوستانش جمع می شد و فریاد می کشید. هدف تشریک مساعی برای رسیدن به یک هدف واحد است. تلاشی مثبت برای تحقق یک حق واقعی است. جدای از این بهتر است آقایان توجه کنند که حق صریح و روشن برگزاری تجمع و راهپیمایی که قانونی اساسی حق هر ایرانی دانسته است طی این سال ها به اندازه کافی تحدید شده و بهتر است که به جای ایجاد یک محدودیت جدید برای آن به فکر احیای کامل آن باشند.

دیدگاه ها