8/18/2018
شنبه، ۲۷ مرداد ۱۳۹۷
دین برای زیستن در گذشته نیست/ چرا نتوانسته‌ایم نگاه انسانی و امروزی از زهرای اطهر ارائه دهیم؟/ حتی در مورد نماز خواندن پیامبر دچار اختلافیم؛ چگونه ممکن است بگوییم ریز وقایعی که از کربلا نقل شده، کاملا درست است؟
یک پژوهشگر دینی:

دین برای زیستن در گذشته نیست/ چرا نتوانسته‌ایم نگاه انسانی و امروزی از زهرای اطهر ارائه دهیم؟/ حتی در مورد نماز خواندن پیامبر دچار اختلافیم؛ چگونه ممکن است بگوییم ریز وقایعی که از کربلا نقل شده، کاملا درست است؟

یک پژوهشگر دینی گفت: قبل از اینکه مقابل جوانان‌مان قرار بگیریم و به آنها بگوییم چرا از شخصیت‌هایی مانند حضرت زهرا الگو نمی‌گیری، باید به مسئولان فرهنگی و دینی‌مان بگوییم چرا نتوانسته‌ایم حضرت زهرا را از کانال تاریخ به سلامت بگذرانیم و نگاهی انسانی و امروزی از او ارائه دهیم؟
اعتمادآنلاین| شب گذشته در ادامه سلسله نشست‌های «فاطمه (س) و جامعه امروز» در خانه اندیشمندان علوم انسانی، محمد پروازی با موضوع «امکان یا عدم امکان الگو برداری از زهرای مرضیه» سخنرانی کرد و سخنان خود را با این سوال که آیا الگوگیری از امامان و معصومین ممکن و مطلوب است یا خیر آغاز کرد.

وی در بیان مقدمه‌ای در بحث الگو و اسوه گفت: الگو به معنای نمونه کم یاب و منحصر به فردی است که قابل تکثیر شدن است. توصیه خداوند هم این بوده است که به سمت اسوه ها حرکت کنید و رنگ آنها را به خود بگیرید.

این پژوهشگر دینی در ادامه با اشاره به بحث عصمت گفت: در بحث عصمت این سوال پیش می آید که آیا اساسا عصمت اختیاری است یا اجباری؟ این پرسشی است که می‌تواند تعیین کننده باشد. بنابر آنچه در شریعت ما وجود دارد، عصمت امری اختیاری نیست. اینگونه نیست که حضرت زهرا تلاش کرد و در نتیجه تلاش معصوم شد و قبل از تلاش معصوم نبوده است. عصمت اجباری است. اما آنچه قیمت دارد این است که نگهداری و حفظ عصمت در اختیار آنها است و برای آن تلاش کردند.

پروازی ادامه داد: در اینجا این سوال مطرح می‌شود که محدوده و دایره عصمت تا کجاست؟ آیا ممکن است پیامبر سهوا عملی را انجام دهد که ضرری به کسی برسد؟ اگر بگوییم ممکن است، داستان به گونه‌ای خواهد بود و اگر بگوییم ممکن نیست، به گونه‌ای دیگر. من معتقدم این امکان وجود دارد. اما آیا این امر با عصمت مرتبط است؟ بحث این است که چنین اتفاقاتی در عصمت جای می‌گیرد؟

وی ادامه داد: اگر ما مذهبی‌ها بپذیریم حضرت زهرا یک انسان منتخب است و در جایگاهی قرار گرفته است که من می‌توانم به او دسترسی پیدا کنم و در آن نقطه بایستم، باید ویژگی‌هایی را مشخص کنیم. سه کرسی را می توانیم برای نگاه به عصمت تصور کنیم. کرسی اول حددو ۸۰ درصد کتب را اشغال کرده است، کرسی دوم حدود ۲۰ درصد و در مورد کرسی سوم، من تا کنون مبحثی در کتب مشاهده نکرده‌ام.

این پژوهشگر دینی در ادامه در خصوص توضیح کرسی‌ها گفت: کرسی اول نگاه تاریخی و آماری به معصومین است. نگاه تقریر تاریخ همان نگاهی است که مشخصات یک فرد را می‌گوید که مثلا در شناسنامه فرد می‌آید. آنچه در بسیاری از کتاب ها می‌خوانیم این نگاه است که البته به درد ما برای الگوگیری نمی‌خورد. می‌تواند مهم باشد، اما اهمیتش در حد اطلاع یافتن از چگونگی زحمت و زندگی این افراد است. همین تقریر تاریخ به دوبخش نورانی و ظلمانی تقسیم می‌گردد. بخش نورانی درمورد اعمال آنها و بخش ظلمانی در خصوص ظلم‌هایی است که به آنها روا داشته اند. باز هم در اینجا ما عینک ظلمانی به چشم می زنیم . تنها به مصایبشان توجه می‌کنیم. در حالی که سیدبن طاووس میگوید اگر روایت برای عزاداری عاشورا نبود، من بابت داشتن امامی که چنان حماسه‌ای را در صحنه کربلا آفریده، جشن می‌گرفتم.

وی در خصوص اینکه این بخش از زندگی ائمه ممکن است با دروغ یا روایات نادرستی همراه باشد، گفت: ببینید ما حتی در مورد نماز خواندن پیامبر که در طول ۱۰ سال هزاران بار به چشم دیده شده، دچار اختلاف هستیم، چگونه ممکن است بگوییم مثلا ریز وقایعی که برای ما درباره کربلا نقل شده است، کاملا درست است؟

پروازی تاکید کرد: نگاه تقویمی به این بخش از زنگی ائمه می‌تواند حزن آور یا شادی آور باشد اما به درد الگو گیری نمی‌خورد.

وی در خصوص نگاه دوم گفت: نگاه دوم نگاه ملکوتی و آسمانی است که در آن حضرت زهرا در جایگاهی قرار گرفته است که دست هیچ زن و دختری به دامن کبریایی اونخواهد رسید. حدود ۲۰ درصد از کتاب‌های ما با این رویکرد است. در این نگاه که به درد عقیده سازی می‌خورد، ما باز هم نمی‌توانیم به سراغ الگوسازی برویم. چرا که اساسا دست ما به دامن این افراد نخواهد رسید و مقام آنها برای ما دست نیافتنی است.

پروازی در خصوص نگاه سوم گفت: اگر داستان عصمت و تقویمی و تاریخی را کنار بگذاریم، به نگاه انسانی می‌رسیم. شما در این نگاه با انسانی مواجه هستید که مانند سایرین زندگی می‌کند. مانند همه انسان ها نیاز به خوراک و خواب و ازدواج و... دارد. هم دردش می‌گیرد، هم سخنرانی می‌کند و می تواند گناه کند و از جهات مختلف مثل ماست، اما کار خوب می کند و کار بد نمی‌کند، پس می‌تواند الگو باشد. این همان نگاه آیه قرآن است که می‌گوید من بشری مانند شما هستم.

وی افزود: اگر ما نگاهی به معصومین داریم، نگاهی انسانی باشد و آنها را افرادی آسمانی که شباهتی به ما ندارند، نبینیم، کم کم به الگوگیری نزدیک می‌شویم. ما اگر بپذیریم این افراد می‌توانند گناه کنند، اما به سمت گناه نمی‌روند، خواهیم پذیرفت که پس ما هم می‌توانیم مانند آنها زندگی کنیم.

پروازی به ماجرای امدادرسانی حضرت زهرا در جنگ خندق اشار کرد و گفت: ۱۴ زن مسئولیت امداد به مجروحان را داشتند که سردسته آنها زهرای اطهر بود. ایشان در حالی که کودکی دو سه ماهه داشته صبح فرزندش را آماده می کرده ودست کسی می سپرده و مسافت طولانی ۱۸ کیلومتری را تا منطقه عملیاتی می‌آمده تا مجروحان را مداوا کند و یک بار از فرط خستگی در مسجد به خواب می رود.

او با انتقاد از نحوه معرفی معصومین گفت: ما قبل از اینکه مقابل جوانانمان قرار بگیریم و به آنها بگوییم چرا از شخصیت‌هایی مانند حضرت زهرا الگو نمی‌گیری و مثلا اوشین را الگو معرفی می‌کنی، باید به خودمان و مسئولان فرهنگی و دینی مان بگوییم چرا نتوانسته‌ایم حضرت زهرا را از کانال تاریخ به سلامت بگذرانیم و نگاهی انسانی و امروزی از او ارائه دهیم؟ چرا ما زهرا و زینبی را تحویل نداده‌ایم که دراین عصر دختری شود که درون کاخ حاکمیتی قرار بگیرد که از شمال ایران تا مرزهای بیزانس را رهبری می‌کرده و با آنها حرف بزند و همه آنها که در کاخ نشسته‌اند نتوانند به او جواب دهند؟

وی ادامه داد: چرا ما زنی را معرفی نمی‌کنیم که برود و در سازمان ملل متحد سخنرانی کند؟ چنین کسی چه درس هایی را باید خوانده باشد و چه جرات و شجاعتی باید داشته باشد که همه آنها که در کاخ نشسته‌اند، نتوانند پاسخ دهند؟ امروز به سراغ ارزش‌های درجه سه مانند حجاب می‌رویم و آن را ارزش درجه یک تلقی می‌کنیم؛ در حالی که چنین نیست. در این عصر از کجا باید زنی را بیاوریم که برود و در مجامع بین المللی صحبت کند؟ مگر حضرت زینب و حضرت فاطمه چنین کاری نکردند؟ چرا این ارزش ها را نشان نمی‌دهیم و از آنها الگو نمی‌گیریم؟

پروازی افزود: برای مطلوب شدن و الگو شدن باید حتما آنها را از کانال تاریخ بگذرانیم. دین زیستن در گذشته نیست، دین تاریخی است که باید در آینده و حال مورد استفاده قرار گیرد. اگر بنا باشد ما آنچنان قاعده گرا و فرم گرا باشیم، حتی نباید لباس های امروزی را بپوشیم. در حالی که چنین نیست. تمدن‌ها همچون اسفنج‌هایی هستند که خلل و فرجی در آنها وجود دارد و دین آن آب روانی است که در جویبار راه می‌افتد و به این تمدن‌ها روانی و زلالی خود را می‌دهد و خلل و فرج آنها را پر می‌کند، اما شکل آنها را می‌گیرد.

وی در پایان تاکید کرد:این دینی است که سه ویژگی همه زمانی، همه مکانی و همگانی بودن را دارد. اگر این مدل به دین نگاه کنید و اسوه‌های دین را به این شکل ببینید، قیافه امروز علی اکبر را می‌شود ترسیم کرد. اگر این رویه شکل بگیرد، الگو برداری برای جوانان امکان پذیر خواهدبود.

منبع: ایلنا
دیدگاه ها