11/19/2018
دوشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۹۷
کسی صدای فقرا را نمی‌شنود
احمد میدری:

کسی صدای فقرا را نمی‌شنود

معاون رفاه وزارت تعاون با بیان اینکه یأس حاکم در کشور فقط محصول رسانه‌ها و جریان‌های مخالف دولت نیست، گفت: روشنفکران ما هم در این قضیه مقصرند و مشغول تولید یأس در کشور هستند که مال امروز هم نیست. روشنفکران ما عموماً هیچ‌گاه نخواسته‌اند از آسمان به زمین بیایند. بیایند بگویند چه اتفاقی در آموزش و پرورش بیافتد از دید آنها مثبت است. در وزارت کار باید چه کار کنیم تا به نظر ایشان خوب باشد. فقط به نقد می‌پردازند و این نقدها در همه سطوح منتشر می‌شود.

اعتمادآنلاین| احمد میدری (معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) در گفت‌و‌گویی به ارائه تصویری از شهرهایی پرداخت که ناآرامی‌های دی ماه 96 در آنها به خشونت گرایید. وی  به آسیب‌شناسی نهادهای کشور از دولت، مجلس و قوه قضاییه گرفته تا دانشگاه و رسانه پرداخته و به توصیف کژکارکردی‌های این نهادها که وضعیت فعلی را رقم زده‌اند، می‌پردازد. میدری همچنین برخلاف عرف و سنت دولتمردان و دانشگاهیان کشور، به ارائه راهکارهایی می‌پردازد که در شرایط فعلی قادر است اوضاع را به‌سامان کند و شرایط را به نفع توده مردم بخصوص معترضان به شرایط اقتصادی کشور، تغییر دهد.

 

بخش‌هایی از این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

🔻متأسفانه قدرت و صدا در جامعه به طور نامتوازنی توزیع شده است انجمن‌های صنفی متعددی مانند پزشکان، وکلا، پیمانکاران و... وجود دارد چون اینها پول دارند، پس تشکل‌سازی می‌کنند و قدرت لابی‌گری خود را بالا می‌برند ولی فقرا از چنین امکانی محروم هستند.

 

🔻با فیلترهای سخت شورای نگهبان و نداشتن حزب در کشور، مجلس بسیار فردی شده است.

 

🔻 مجلس قرار است برای فقرا و این عده چه کار کند؟ من چیزی ندیدم. نهایت کاری که کردند جلوگیری از حذف یارانه‌بگیرها و افزایش قیمت سوخت بود.مجلس ما چنین توانی ندارد چون حزبی نیست. در همین مجلس، فراکسیون امید به طور واقعی کلاً 30 نفر است اما فراکسیون زاگرس‌نشینان که اساسنامه هم ندارد، 110نفر. چنین فراکسیون‌هایی که حول افراد ذی‌نفوذ تشکیل می‌شوند، نمی‌توانند راهکار ارائه کنند.

 

🔻 نه تنها راهکاری برای محو فقر از سوی دانشگاه ارائه نمی‌شود، بلکه به محض اینکه ما راهکاری اعلام می‌کنیم با نقد و هجمه آنها روبه‌رو می‌شویم. از سال 74 که قانون حمایت از زنان بدسرپرست تصویب شد که طبق آن باید به آنها 50درصد حداقل دستمزد پرداخت می‌شد تا سال‌های پیش پرداختی‌ها به 12درصد هم نرسیده بود. ما این را به 50درصد رساندیم. دوستان دانشگاهی ما به جای دست مریزاد، در رسانه‌ها مدعی شدند که این هم رقمی است؟! وقتی ساختار بیمه همگانی را راه انداختیم، یکی از دانشگاهیان از ما حمایت نکرد.

 

🔻یأس حاکم در کشور فقط محصول رسانه‌ها و جریان‌های مخالف دولت نیست. روشنفکران ما هم در این قضیه مقصرند و مشغول تولید یأس در کشور هستند که مال امروز هم نیست.

 

🔻 خاطره‌ای از آقای خلیلی عراقی تعریف کنم. ایشان می‌گفت که با عزت‌الله سحابی هم‌کلاس بودند و هر دو شاگرد مهندس بازرگان. پدر ایشان هم با مهندس دوست بود. می‌گفت بعد از کودتا، مهندس بازرگان به زندان افتاد. به اتفاق پدر برای ملاقات ایشان رفتیم. پدرم به مهندس بازرگان گفت: تو عاقل‌تر و داناتری یا شیخ بهایی. مهندس گفت من کجا و شیخ بهایی کجا؟ پدرم گفت محمدرضا فاسدتر است یا شاه عباس. مهندس گفت محمدرضا با همه اشتباهاتش خیلی از شاه عباس بهتر و پاک‌تر است. پدرم گفت پس چرا شیخ بهایی با شاه عباس همکاری می‌کرد اما تو علیه محمدرضا کار می‌کنی؟ مهندس گفت آرمان من آزادی است لذا نمی‌توانم با وی کار کنم.

 

🔻 همه پول‌های دولت باید یک جا باشد و یک جا مدیریت شود. این مسأله از زمان میلسپو در کشور شناخته شده ولی هنوز جمع نشده است. از زمان قاجار تاکنون درگیر بودیم و نه تنها جمع نشد که طی زمان بدتر هم شد،، به جز دوران آقای طیب‌نیا.

 

🔻مؤسسات اعتباری یک طنز بزرگ تلخ است. در کشورهای دیگر معتقدند اگر اسلحه غیرمجاز حمل کنی قابل هضم‌تر است تا تأسیس مؤسسه مالی و پولی بدون مجوز. خطر حمل اسلحه به مراتب کمتر است. اما در کشور ما هر کسی می‌توانست مؤسسه مالی به نام قرض‌الحسنه تأسیس کند و کار به جایی برسد که بانک مرکزی هم توان مدیریت بخش پولی کشور را نداشته باشد. داستان امروز و دیروز نیست. سال‌های سال چنین سهل‌انگاری در کشور اتفاق افتاده است.

 

🔻منشأ برخی از اختلاس‌ها، ضمانت‌نامه‌ها و حواله‌هایی بود که بانک مرکزی نظارتی روی آنها نداشت. در زمان دولت قبل، بیش از مقدار اعلام شده، وام در کشور پرداخت شده بود. بانک مرکزی هم نمی‌دانست. امکان چنین اتفاقی در سایر کشورها وجود ندارد چون راه‌های تخلف بسته است. متأسفانه سیستم بانک مرکزی ایران برای کنترل بانک‌های کشور با خلأهای جدی مواجه است که باید حل شود.

 

🔻عده‌ای معتقدند سرکشی به حساب افراد سبب خروج سرمایه از کشور می‌شود. تعارض منافع یعنی اینکه برخی از بانک‌های ما هنوز زیر بار قانون نمی‌روند.

 

🔻 تمام بخش‌های اقتصادی و اجتماعی از نیروهای امنیتی و نظامی گرفته تا نظام بانکی و حتی نظام آموزش و پرورش، حافظ منافع کشور هستند و در همه جای دنیا قصد رشد دارند. باید ضمن تکریم آنها، به ایشان یادآور شد که حق ورود در عرصه اقتصاد ندارند.

 

🔻 باید قوه قضاییه نقد شود. بخشی از مشکلات ما به این قوه برمی‌گردد. با یک سیستم ناکارآمد قضایی، نمی‌توان مشکل بیکاری را حل کرد چون یک پای هر فعالیت اقتصادی در دادگاه است. دادگاه ناسالم باشد، چرخ اقتصاد نمی‌چرخد.

 

منبع: ایلنا

دیدگاه ها