5/21/2018
دوشنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
رهبری تشکیلات خودگردان، غایب بزرگ روز نکبت
آیا راهی برای برون‌رفت از ناامیدی داخلی میان رهبران پراکنده و متفرق فلسطین وجود دارد؟

رهبری تشکیلات خودگردان، غایب بزرگ روز نکبت

رهبران دولت خودگردان هیچ طرح عملیاتی یا چشم‌اندازی برای پاسخ به حملات سیاسی اسرائیل ندارند. سیاست تشکیلات خودگردان فلسطین بیشتر شبیه به باتلاق است و رام الله عمیق‌ترین بخش آن.

اعتمادآنلاین| پنج ماه گذشته، وضعیت به نسبت آرام فلسطین با اعلام ایالات‌متحده مبنی بر انتقال سفارت این کشور به فلسطین و همراهی بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی با این اقدام برهم خورد. روز 14 مه، این تغییرات عملیاتی شد و سفارت آمریکا به مجموعه‌ای در قدس، واقع در خط مرزی 1949 منتقل شد. این اقدام باعث شد ادعای اسرائیل برای کنترل کامل بر شهر قدس از موقعیت برتری برخوردار شود.

 

به گزارش گروه بین‌الملل اعتمادآنلاین، الجزیره در یادداشتی به قلم جلال خاطر نوشت: روایت اطمینان بخشی که در فلسطین به گوش می‌رسید این بود که واکنش مقامات فلسطینی به این تغییرات از هرزمانی قوی‌تر بوده است. دولت خودگردان اعلام کرد که دیگر ایالات‌متحده را به‌عنوان میانجی فرایند صلح به رسمیت نمی‌شناسد. دولت فلسطینی در مقابل، مردم را به اعتراضات «روز خشم» تشویق کرد.

 

این نویسنده نوشت، بااین‌حال این‌طور به نظر می‌رسد که نه ایالات‌متحده، بلکه دولت خودگردان دیگر بازیگر مؤثری در سرنوشت مردم فلسطین نباشد.

 

نویسنده فلسطینی همچنین نوشت، از ماه دسامبر تاکنون، چرخه‌ای بی‌پایان سخنرانی‌ها و مواضع تند، بدون هیچ طرح و نقشه‌ای عملیاتی از سوی رهبران فلسطینی ادامه یافت. حال آن شد که بسیاری از مردم فلسطین فهمیدند که رهبری آن‌ها به‌رغم سخنرانی‌های آتشین نه‌تنها هیچ تمایلی برای تغییر وضع موجود ندارد، بلکه از این موقعیت صرفاً برای تحکیم موقعیت خویش استفاده می‌کند.

 

در اواسط ماه مارس، تلاش‌های متوقف‌شده میان مقامات تشکیلات خودگردان در کرانه باختری و حماس در غزه به بن‌بست رسید. پس از به‌ اصطلاح سوءقصد علیه رامی حمدالله، نخست‌وزیر حکومت وفاق میهنی و مجید فرج، رئیس سازمان امنیت تشکیلات خودگردان، این تشکیلات بلافاصله حماس را متهم به این اقدام کرد.

 

این اقدام راه را برای محمود عباس، رئیس 82 ساله تشکیلات خودگردان هموار کرد تا سیاست‌های تنبیهی جدیدی را برای فشار بیشتر بر حماس به‌منظور تحویل کنترل نوار غزه به این تشکیلات اعمال کند.

 

سپس در ماه آوریل، تغییر جالب‌توجهی در نواحی شهری کرانه باختری رخ داد. بنرهای حمایتی با شعارهایی نظیر «تجدید پیمان و حمایت از رئیس محمود عباس» ناگهان در جاده‌ها و ساختمان‌های دولتی نصب شدند.

 

این نویسنده در ادامه نوشت، تأمین مالی این بنرها را خانواده‌ها و تجار متعدد ساکن در کرانه باختری انجام دادند؛ اقدامی هماهنگ برای تقویت مشروعیت رهبری فعلی تشکیلات خودگردان.

 

شورای ملی فلسطین در اواخر آوریل تشکیل جلسه داد. این جلسه در غیاب نمایندگان حماس، جهاد اسلامی، جبهه مردمی آزادی فلسطین و تعدادی از چهره‌های سیاسی مستقل فلسطینی انجام شد. هدف این جلسه تقویت موقعیت رهبری دولت فلسطینی در رام‌الله بود. بااین‌حال چنانچه مشاهده می‌شود هیچ تغییر قابل‌توجهی در سیاست‌ها و چشم‌انداز آتی دولت فلسطینی طی پنج ماه گذشته رخ نداده است.

 

نویسنده در ادامه نوشت: هفتادمین سالگرد روز نکبت، در حالی برگزار شد که ایالات‌متحده «توافقنامه قرن» خود را به انجام می‌رساند و مردم فلسطین را از هرگونه حقی نسبت به زمینشان محروم می‌کرد. تمام این اتفاقات با حمایت دولت‌های عربی و موضع ایشان در عادی‌سازی روابط با اسرائیل انجام شد. این فرایند تا آنجا پیش رفت که محمد بن سلمان، شاهزاده سعودی، در جلسه‌ای با تعدادی از رهبران یهودی در نیویورک گفت: «زمان آن رسیده است که مردم فلسطین یا پیشنهادهای مطرح‌شده را بپذیرند و به میز مذاکره بیایند، یا خفه شوند و دست از شکایت بردارند.»

 

این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که اسرائیل بدون هیچ مانعی فعالیت‌های خود را در اراضی اشغالی به‌پیش می‌برد و مشروعیت اسرائیل هرروز در جهان بیشتر پذیرفته می‌شود و مدیرعامل‌های شرکت‌های بزرگی چون «جک ما»، «تسلا» و «الون ماسک» برای سرمایه‌گذاری در این کشور تمایل بیشتری نشان می‌دهند.

 

نویسنده فلسطینی در ادامه نوشت: این در حالی است که رهبران و مردم فلسطین، هیچ فرصت و توانی برای مقابله با توفان رخدادهای سیاسی ندارند. 62 فلسطینی در یک روز در نوار غزه کشته شدند، درحالی‌که صرفاً قصد تظاهراتی مسالمت‌آمیز داشتند. در این وضعیت، تشکیلات خودگردان همچنان با دستگاه امنیتی اسرائیل همکاری می‌کرد. همان دستگاهی که مسئول کشتار مردم فلسطین بود. از طرف دیگر، حماس همچنان بر مواضع خود برای کنترل نوار غزه اصرار می‌ورزد. به نظر می‌رسد هیچ‌کدام از این دو گروه متوجه یأس مردم فلسطینی نسبت به رهبران خود نیستند.

 

نویسنده در پایان، بیش از هر چیز خواستار تغییری راهبردی در سیاست‌های فلسطینی و با توجه به منافع مردم فلسطین و یافتن راهی برای برون‌رفت از این وضعیت ناامیدکننده داخلی میان رهبران پراکنده و متفرق فلسطین شد.

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها