7/22/2018
یکشنبه، ۳۱ تیر ۱۳۹۷
ترس از سرزنش و قضاوت، دیوار شیشه‌ای بین قربانی و دادگاه
چرا زنان رغبتی به شکایت از متجاوز ندارند؟ (بخش پایانی)

ترس از سرزنش و قضاوت، دیوار شیشه‌ای بین قربانی و دادگاه

حسن موسوی چلک در مورد دلایل اجتماعی سکوت قربانیان تجاوز می‌گوید: «اساساً جامعه سرزنش گری داریم. مهم نیست چه بلایی سرمان آمده باشد به هر حال قربانی مقصر است. اگر ماشین کسی را دزدیده باشند، مال‌باخته مقصر است، اگر کارفرما حقوق ندهد کارگر مقصر است و اگر هم فردی مورد خشونت یا تجاوز قرار بگیرد در مرحله اول خودش مقصر است.»

اعتمادآنلاین| تعداد زیادی از زنان ایرانشهری قربانی تجاوز کماکان سکوت کرده‌اند. نزدیک به یک هفته از افشای خبر تجاوز به 41 دختر ایرانشهری می‌گذرد و با وجود تشویق قربانیان به شکایت از سوی مراجع مذهبی و فرهنگی هنوز تعداد شاکیان از همان سه‌نفری که پیش از این شکایت کرده بودند، فراتر نرفته است.

 

یکی از دلایل این پنهان‌کاری موانع قانونی است که بر سر راه قربانی وجود دارد. موانعی ازجمله روند طولانی اثبات تجاوز و پیچیدگی پیگیری قضایی این دست پرونده‌ها اما این فقط گوشه‌ای از ماجرا است. بزرگ‌ترین سد نامرئی که بین زنان قربانی تجاوز و نهادهای قانونی فاصله می‌اندازد خود ما هستیم یعنی جامعه‌ای که قربانی در آن زندگی می‌کند و مطمئن نیست که بعد از افشای بلایی که بر سرش آمده بتواند بدون قضاوت و متهم شدن به زندگی معمولی‌اش ادامه دهد.

 

 حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاری اجتماعی و معاون سازمان بهزیستی کشور، اصلی‌ترین علت عدم شکایت قربانیان تجاوز را همین جو حاکم بر جامعه می‌داند و به اعتمادآنلاین می‌گوید: «اساساً جامعه سرزنش‌گری داریم. مهم نیست چه بلایی سرمان آمده باشد به هر حال قربانی مقصر است. اگر ماشین کسی را دزدیده باشند، مال‌باخته مقصر است، اگر کارفرما حقوق ندهد کارگر مقصر است و اگر هم فردی مورد خشونت یا تجاوز قرار بگیرد در مرحله اول خودش مقصر است.»

 

او ادامه می‌دهد: «این نگاه ریشه‌ای قوی در فرهنگ ما دارد و در مواردی بی‌رحمی را از حد می‌گذراند تا جایی که حتی شریک زندگی فردی که قربانی شده او را ترک می‌کند. بنابراین کسی نمی‌خواهد علاوه بر رنج ظلمی که دیده، سرزنش هم بشود. ترجیح می‌دهد دردش همان یکی باشد. به همین دلیل هم قربانیان تجاوز ترجیح می‌دهند به‌تنهایی بار این اتفاق را به دوش بکشند و سکوت اختیار کنند و حتی به تجاوز پی‌درپی تن بدهند. به‌جای اینکه متجاوز از افشای جنایتش بترسد این قربانی است که از عاقبت افشاگری وحشت دارد.»

 

به گفته موسوی چلک این برخورد دو پیامد دارد. یکی ویرانی قربانی که ناشی از احساس تنهایی و سرخوردگی است و دیگری بی‌مجازات ماندن متجاوز و به وجود آمدن حاشیه امن برای خشونت‌ورزان و متجاوزان.

 

او می‌گوید: «یکی از دلایل فرهنگی که قربانی وادار به سکوت می‌شود، غولی است که مردم از ماجرای تجاوز می‌سازند. همه ما قبول داریم که تجاوز می‌تواند آسیب‌های زیادی به همراه داشته باشد و باید با تمام توان قانونی و فرهنگی از وقوع آن جلوگیری کنیم اما این تصور که در صورت وقوع تجاوز دنیا به آخر رسیده و بدترین بلای ممکن سر قربانی آمده، نه‌تنها به حمایت از افراد در معرض آسیب نمی‌انجامد بلکه آنها را آسیب‌پذیرتر می‌کند. ما می‌شنویم که برخی می‌گویند ترجیح می‌دهم همسرم، دخترم و خواهرم بمیرند اما به آنها تجاوز نشود. این یعنی اگر کسی چنین آسیبی دید باید ترجیح بدهد که مرده باشد تا به این زندگی ادامه بدهد.»

 

موسوی چلک ادامه می‌دهد: «فاجعه‌ای غیر قابل عبور دانستن تجاوز در کنار شریک جرم دانستن قربانی باعث می‌شود که جای قربانی و متجاوز عوض شود و اگر قربانی بخواهد لب به شکایت باز کند با عواقب وحشتناکی روبه‌رو شود.»

 

چلک بر نقش نهادهای مدنی و قانونی در اصلاح نگاه جامعه به قربانیان تجاوز تأکید می‌کند و می‌گوید: «به نظر من اولین قدم برای اصلاح وضع موجود آموزش است آن هم از سنین پایین. در وضعیت حاضر ما هر قدر هم سراغ قربانیان خاص و پرونده‌های خاص برویم و از آنها بخواهیم نه فقط به خاطر خودشان بلکه به خاطر جامعه لب به شکایت باز کنند تا متجاوزان به راحتی به کارشان ادامه ندهند، خواهد گفت چرا من باید فدا شوم؟ چرا من باید کسی باشد که اسمش سر زبان‌ها می‌افتد و با انگشت ‌نشان داده می‌شود. در حالی که اگر آموزش‌های لازم به کودکان داده شود و آنها بدانند که در صورت آزار دیدن باید اعتراض کنند و اگر این کار را می‌کنند حمایت خواهند شد، شرایط به مرور فرق خواهد کرد.»

 

او ادامه می‌دهد: «آموزش‌های رسانه‌ای، حمایت‌های مدنی از قربانیان، آموزش جرات‌ورزی و... باعث می‌شود که قربانی احساس تنهایی نکند و این احساس را نداشته باشد که باید به تنهایی تاوان بدهد. تأکید ما بر این موارد در حالی است که برخی مسئولان حتی از افشای پرونده‌های این چنینی هم جلوگیری می‌کنند و حرف زدن درباره آن را قبیح می‌دانند. نمی‌توان همه چیز را با هم داشت. نمی‌توان هم بر قبیح بودن از حرف زدن درباره قربانیان تأکید کرد و هم انتظار داشت که قربانیان اعتراض کنند و زمینه مجازات متجاوز را فراهم آورند.»

 

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها