9/24/2018
دوشنبه، ۰۲ مهر ۱۳۹۷
 شرعا تضعیف دولت را جایز نمی‌دانم/ مصلحت ما در جلوگیری از دعواها است
اسدالله بادامچیان نائب رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه:

شرعا تضعیف دولت را جایز نمی‌دانم/ مصلحت ما در جلوگیری از دعواها است

نائب رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با تأکید بر اینکه راه وحدت این است که در برابر ترامپ «همه با هم» یکصدا شویم، گفت: انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ولایی متعلق به مردم است و مردم در این حدود نیم قرن خودشان دشمنان ایران و اسلام را ناامید کرده و می کنند.

اعتمادآنلاین| اسدالله بادامچیان نایب رئیس شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه وحدت در همه امور به ویژه در اداره کشور، یک ضرورت دائمی و رمز پیروزی و موفقیت است، گفت: گروه ها و چهره ها و اشخاص سیاسی که به انقلاب علاقمند بوده و طرفدار ابقای نظام جمهوری اسلامی، لیکن با غلبه و حکومت افکار دیدگاه های خود، بوده اند، در این 40 سال از مرز درگیری و متهم کردن دیگران به انواع تهمت ها تا کوشش برای تخریب و برکنار نگه داشتن  عناصر خالص انقلاب، همه کار کرده اند و عامل اصلی اختلافات و درگیری ها همین افراد هستند. چه آنهایی که خود را انقلابی و دیگران را غیر انقلابی دانسته اند، تا آنها که خودشان را عقلگرا و دیگران را سنت گرا، یا خود را روشنفکر و مدرن نامیده و غیر خودشان را متحجر و عقب مانده نامیده اند؛ تا آنهایی که دانسته یا ندانسته در خدمت اهدافی غیر اهداف نظام و انقلاب اسلامی قرار گرفته اند.

 

مهم‌ترین محورهای صحبت‌های او را در زیر می‌خوانید.

 

 

*کسی که می خواهد وحدت داشته باشد باید روی اصول ثابتی تفاهم کند. یکی از اصول ثابت این است که طبق مصالح کشور عمل کند. اگر اکنون که آمریکا دارد تحریم می کند و برجام را بر هم زده تا ایران را وادار به مذاکره با آمریکا کند، یک گروه 100 نفره بیانیه می دهند که با آمریکا مذاکره بی قید و شرط داشته باشیم، این نمی تواند با مجموعه ملت ما وحدت کند. یعنی اگر کسی راهش را از وحدت ملت جدا کرد و راه دیگری را رفت و بعد گفت می خواهیم با هم وحدت کنیم، این امر تحقق نمی یابد. شرط اول وحدت این است که ضد وحدت عمل نشود. ولی ببینید در این موقعیت که این 100 نفر امضا کرده اند، هیچ کس، از فرد عادی تا رئیس جمهوری مملکت نمی تواند حرف آنها را قبول کند.

 

*این در چارچوب بحث آزادی بیان است که با نهایت آزادی نوشته اند که تسلیم آقای ترامپ شویم؛ مذاکره بی قید و شرط به معنای تسلیم است. آنها گفتند و بقیه هم با آزادی اعتراض کردند. ما نمی توانیم با این 100 نفر وحدت داشته باشیم. مصالح کشور ایجاب می کند که در این موقعیت این را نگویند. الآن موقع گفتن این حرف نیست؛ زیرا در حقیقت این کمک به ترامپ است. ما الآن نباید به ترامپ کمک کنیم.

*مسأله دیگر «تعامل» است. تعامل یعنی اینکه وحدت و اتحاد نداریم ولی با هم عمل مشترکی را انجام دهیم. زمان شاه، همه ما که با شاه می جنگیدیم همه با هم در مبارزه با شاه تعامل داشتند. وقتی ما وارد زندان می شدیم کمونیستی هم آنجا بود که نماز نمی خواند و حتی خدا را هم قبول نداشت. اما چون هر دو زندانی شاه بودیم با او تعامل داشتیم؛ وحدت نداشتیم.

 

گاهی هم «ائتلاف» می کنیم. ائتلاف یعنی اینکه در موضوعی چون نمی توانیم به تنهایی از عهده برآییم با هم ائتلاف می کنیم. مثل ائتلاف های انتخاباتی، که در دنیا هم مشهور است. 

 

*بنابر این وحدت، اتحاد، تعامل و ائتلاف با هم متفاوت است؛ گاهی ما مرزهای آنها را رعایت نمی کنیم و دچار مشکل می شویم. در مسأله نظام جمهوری اسلامی همه ملت ما، الاّ عده قلیلی که نظام را قبول ندارند، با هم یگانه هستند و با هم هستند. با هم بودن غیر از وحدت است ولی با هم یکپارچه کاری را انجام می دهند. مثلا در راهپیمایی 22 بهمن همه با هم می آیند و کسی دنبال این نمی رود که آنها چه عقیده ای دارند یا روسری کسی جلو یا عقب است.

 

*مثلا کسی هست که راهپیمایی نمی‌آید چون کارها و مواضعی داشته که نمی تواند در اجتماع ملت شرکت کند. این تقصیر خودش است که نمی تواند بیاید. کسی هم می آید و عده ای علیه او شعار می دهند. من با شعار دادن علیه کسانی که به راهپیمایی می آیند به شدت مخالف هستم.

 

*یک مسأله این است که رئیس جمهوری اگر می گوید همه با دولت همراهی کنند باید زمینه این همراهی را فراهم کند. بعد در روزنامه خود علیه بخشی از این جامعه حمله می کند یا یک کسی با این رئیس جمهوری دعوا می کند و بعد می گوید چرا رئیس جمهوری با من وحدت نمی کند؟ در دعوا که امکان وحدت و همراهی نیست؛ دعوا نکنند تا وحدت برقرار شود. 

 

*نهضت آزادی که راهش را از امام جدا کرد تا امروز به جایی نرسیده؛ هیچ کس هم مانع فعالیت آنها نشده و با فوت دبیرکلشان دبیر کل جدید هم انتخاب کردند. اگر می خواهند مشکلاتشان را حل کنند، برگردند و راه وحدت را بروند. اگر نمی خواهند، راه اتحاد را بروند و اگر این راه را هم نمی خواهند، تعامل کنند.

 

*اگر به یک بچه هم در ایران بگویید حاضر هستی با ترامپ متحد شوی؟ می گوید نه؛ قبول ندارد. اما اگر کسانی آب به آسیاب ترامپ می ریزند از وحدت ملت و رهبری ما دارند فاصله می گیرند، با اینها نمی شود وحدت کرد، مگر اینکه راهشان را تغییر بدهند. اتفاقا این طرف می گوید «همه با هم» یکی شویم.

 

*همه می خواهند از دولت قانونی تا زمانی که تنفیذ مقام معظم رهبری را دارد حمایت کنند. چه کسی با دولت قانونی بر سر کار مخالفت می کند؟! مشکل در دولت آقای روحانی است و در ملت نیست. اکنون نارضایتی شدید از مسائل اقتصادی دولت هست و قابل انکار نیست و دولت کاری برای رفع نارضایتی ملت نمی کند.

 

*من صریح به شما بگویم. رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین آقای حاج اسدالله عسکراولادی است. ایشان به دولت پیغام داد که در سفر به چین ما آماده کمک به شما هستیم. آقای عسکراولادی نیازی به سفر با دولت به چین ندارد و اتاق بازرگانی ایران و چین سرجای خودش هست. دولت ایشان را نبرد و نتوانست از ایشان استفاده کند.

 

 *موقع هست که می خواهیم خدای نکرده تضعیف دولت کنیم، که من شرعا جایز نمی دانم و تضعیف هم نمی کنم.

 

*این که دولت می گوید بخش خصوصی و مردم در مسائل اقتصادی کمک کنند، خیلی ها آماده کمک هستند ولی دولت کمک نمی گیرد. وقتی دولت می گوید همه به دولت کمک کنید، نشریات عادی به کنار، ارگان دولت جمهوری اسلامی روزنامه ایران است؛ اگر در روزنامه ایران به یک عده ناروا بگویند چه می شود؟ انتظار دارند آنها با شعار وحدت دولت همراهی کنند؟

 

*یک دولت قانونی با رأی اکثریت مردم بر سر کار آمده است. اگر آمریکا هم به برجام عمل می کرد، ما باید از دولت آقای روحانی حمایت کنیم. تا زمانی که این دولت بر سر کار است، دولت قانونی جمهوری اسلامی ایران است و رأی اکثریت را دارد، و تا زمانی که تنفیذ ولایت فقیه بالای سر آن است، نباید تضعیفش کرد و باید حمایتش کرد و حمایت هم می کنیم. اما اگر خودش نخواست حمایت بگیرد چه می شود؟

 

*ملت و همه گروه های سیاسی ما در رابطه با اینکه دولت بخواهد سلامت اقتصادی را برقرار کند با او همراهی می کنند. بار اصلی وحدت و حل مشکلات اساسی کشور بر دوش قوه مجریه است. اگر قوه مجریه خوب عمل کند قوه قضائیه می تواند خوب عمل کند. اگر دولت به گونه ای عمل کرد که نابسامانی های اقتصادی موجب گسترش فساد و درگیری شد قوه قضائیه هم در حل آن می ماند. ولی اگر دولت توانست مردم را به سعادت، رفاه و آرامش برساند طبعا کار قوه قضائیه کم می شود و آدم های ماجراجو را مهار می کند.

 

*هر یک نفر نیروی انقلاب را که کم کنیم به ضرر کشور است؛ اما به شرط اینکه نیروی انقلاب باشد. اگر نیروی جزو فتنه گران 78 و 88 باشد که نیروی انقلاب نیست. او می تواند جایی کار کند که خدمتی به کشور داشته باشد اما نمی توان رأس را به او سپرد.

 

 *من خیلی برای کسانی که مسئول می شوند و محبوب نمی شوند متأثر می شوم. البته به خاطر منافع خودم نیست. ما با آقای هاشمی خیلی صمیمی بودیم و زندان رفتیم و همیشه هم من از آقای هاشمی حمایت می کردم. آقای هاشمی حتی یک مسئولیت هم به من نداده است. وقتی ایشان رئیس جمهور شد همه خیال کردند که من مسئولیت می گیرم. یک روز هم یک نفر به ایشان گفت چرا هیچ سمتی به آقای بادامچیان نمی دهید؟ ایشان صراحتا گفت که آقای بادامچیان هیچ چیزی نمی خواهد.

 

*امام روز 16 بهمن که بازرگان را نصب کردند فرمودند که ملت نظرش را درباره بازرگان بدهد. مردم روزهای بعد به نفع بازرگان شعار دادند و حمایت کردند. روزی که احساس کردند بازرگان با امام درگیر است و دارد دعوا می کند و با خانم فالاچی مصاحبه کرده و می گوید همه کار ما با امام با تشنج و تنش و درگیری همراه است، ملت از او جدا شدند و همان کسانی که شعار می دادند «بازرگان پیر چریک ایران، رهرو راه قرآن» علیه بازرگان شعار دادند. حتی مردم در نماز جمعه شعار دادند و امام به مرحوم حاج سید احمد آقا فرمودند بگویید علیه آقای بازرگان شعار ندهند.

 

منبع: جماران

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها